دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
304
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
امام صادق عليه السّلام مىفرمايد : ما حرّم اللّه شيئا إلّا و قد أحلّه لمن اضطرّ اليه ؛ « 1 » خدا چيزى را حرام نكرده مگر اينكه آن را براى مضطر حلال كرده است . امام باقر عليه السّلام مىفرمايد : التقية في كلّ شيء يضطرّ إليه ابن آدم فقد أحلّه اللّه له ؛ « 2 » تقيّه در هر چيزى است كه آدمى به آن مضطر شود ؛ زيرا در حال ناچارى ، خدا آن را بر وى حلال كرده است . امام باقر عليه السّلام مىفرمايد : التقية في كل شيء و كلّ شيء اضطرّ إليه ابن آدم فقد أحلّه اللّه ؛ « 3 » در هر چيزى ( جاى ) تقيّه است ؛ و آنچه را آدمى ناگزير شود ( و حرام باشد ) خدا برايش - در حال ناچارى - حلال كرده است . در معناى مضطر بيان شد كه اضطرار به خوف تلف اختصاص ندارد و شامل بيم از بيمارى و شدّت يافتن آن ، بيم گرسنگى و تشنگى و . . . مىشود ؛ بر اين اساس حكم مرفوع ، حكمى است كه اضطرار به آن پديد آمده است . مقتضاى اطلاق بعضى از آيات و روايات نيز همين مىباشد . ليكن اين اطلاق پايدار نيست ؛ چون تخصيص خورده و مقيّد شده است . در قرآن به اين مقيّد شده كه مضطر باغى و عادى نباشد . « در معناى عادى گفته شده : كسى است كه راهزنى مىكند ؛ و گفته شده : كسى است كه به مقدار ضرورت بسنده نكند و از آن بگذرد ؛ و گفته شده : عادى كسى است كه از اندازهء سير شدن فراتر رود . نيز در معناى باغى گفته شده : كسى است كه بر امام زمانش خروج كند ؛ و گفته شده : باغى كسى است كه از مضطرى مانند خود ، بربايد ؛ يعنى براى مضطر چيزى باشد كه بتواند به آن سدّ رمق كند و زنده بماند و اين مضطر دوم ، آن را بربايد كه اين كار جايز نيست ؛
--> ( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 1 ، ص 488 . ( 2 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 220 ، ح 18 ؛ وسائل الشيعه ، ج 11 ، ص 168 . ( 3 ) . المحاسن ، ص 259 ؛ بحار الأنوار ، ج 59 ، ص 82 .